توصيه هاي شهيد
یک دفعه سید مهدی از خاطرات جبهه تعریف می کرد که در سنگر چند نفر خوابیده بودند بعد دیدند که یک موش روی یکی از برادران بسیجی راه می رفته که بیدارشده واز سنگر رفته بود بیرون که بعد ازچند لحضه خمپاره خورده بود و سنگر آنها منفجر شده بود.
یک دفعه سید مهدی از خاطرات جبهه تعریف می کرد که در سنگر چند نفر خوابیده بودند بعد دیدند که یک موش روی یکی از برادران بسیجی راه می رفته که بیدارشده واز سنگر رفته بود بیرون که بعد ازچند لحضه خمپاره خورده بود و سنگر آنها منفجر شده بود.
ثبت دیدگاه