شناسه: 209899

توصيه هاي شهيد

یادم می آید وقتی جنگ شروع شد مهدی پیش من آمد و گفت: پدر جان من تصمیم دارم به جبهه بروم . به ایشان گفتم : پسرم اگر خودت دوست داری که به جبهه بروی من مانع نمی شوم ومهدی برگه ای را به من داد تا امضا کنم من نیز برگه اش را امضا کردم وسید مهدی ابتدا به آموزش و بعد هم عازم جبهه شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه