شناسه: 209927

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی زهرا استیری: شبی در خواب دیدم که به باغی می‌روم تا میوه بچینم. وقتی نزدیک باغ شدم برات‌الله را دیدم که جلوی درب ایستاده او به من گفت: مادر جان کجا می‌روید؟ گفتم می‌‌روم برای بچه‌ها میوه جمع کنم. مرا داخل باغ راهنمایی کرد وقتی وارد شدم آنقدر زیبا و بزرگ بود که به حیرت افتاده بودم در باغ از همه نوع میوه وجود داشت.از هر کدام که می‌خواستم برداشتم تا سبد پر شد به جلوی درب آمدم و به برات‌الله گفتم که برویم. او به من گفت: مادر جان من اینجا نگهبان هستم و نمی‌توانم به خانه بیایم. در همین حال از خواب پریدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه