شناسه: 209962

حمايت از حق و توصيه به ان

راوی زهرا سربلندی: یکبار که رضا با موتورش تصادف شدیدی کرده بود .و موتورش تمام از بین رفته بود .وقتی که به خانه آمده بود .پایش باندپیچی بود .وقتی از او پرسیدم ماجرا را تمام برایم تعریف کرد. بعد دایی اش تعریف کرد. که من در صحنه تصادف بودم خواستم تمام جرایم را به گردن صاحب ماشین بیاندازم اما رضا شدیدا با من مخالفت کرد و تمام جرائم خود را قبول کرد. و گفت:مقصر من هستم و دایی اش در این هنگام به صداقت رضا پی برده بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه