شناسه: 209972

خاطره شماره 3 - شهید حمیدرضا مساح شوکت آباد

پدر شهید: «یک بار شهید را در جواب دیدم، زمانی بود که در یک نامه برایم نوشته بود که من چند روز روزه و چند ماه نماز قضار دارم که خودم ادا کردم. او در نامه ای که نوشته بود حتی در شبی که به خط اعزام شده بود و احساس شمارت می نموده برایم نوشته بود ». مادر شهید: «… بعد از آموزش به کردستان اعزام گردید در مراحل قبل به دلیل پائین بودن سن به جبهه اعزام نشد معلّمان وی توصیه می کردند: چون روحیه اش در اثر اعزام نشدن به جبهه آزرده شده است برای تسکین و تسلی خاطر، او را به مزار کاهی ببریم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه