خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی فاطمه رحمتیان: دخترم را تازه زایمان کرده بودم ، پانزدهم فروردین بود . خواب دیدم خانه ما شلوغ است و سر کریم را پدرش دارد می تراشد . من گفتم : چرا آرایشگاه نمی بری ؟ پدرش گفت : خوب است همین طور . از خواب پریدم و خیلی ناراحت شده بودم و به فکر فرو رفتم و گفتم : حتما کریم شهید شده است . بعدا که جنازه را آوردند فهمیدیم که همان شب به شهادت رسیده است.
ثبت دیدگاه