پيش بيني شهادت
راوی محمود رحمتیان: کریم پیش از عید به مرخصی آمده بود قرار بود که پانزدهم به منطقه برود و لی ایشان صبر نکردند . به اتفاق شهید وشمگیر به بنیاد شهید آن زمان آمدند ، شهید سید کابلی هم شاهد قضیه بود ، آمد . گفت : دایی من باید بروم منطقه . گفتم : شما باید پانزدهم بروید برگه مرخصی شما پانزدهم است ،گفت : بچه ها آنجا هستند من دلم برای آنها تنگ شده ، می خواهم بروم . گفت : آمدم چیزی بگویم و بروم . گفتم : بگو ، گفت : شما برای من زحمت زیادی کشیده اید. سه قطعه عکس داده ام به عکاسی حقانی که بزرگ کند . برای روزی که جنازه مرا می آوردند یکی را ببرد خانه و یکی را بیاورد بنیاد و یکی را هم جلوی جنازه ام بگذارید . عکس ها را داده ام آماده است . دیگر شما برای عکس زحمت نکشید . بعد که این صحبت را شنیدم و اعتقاد زیادی که به شهداء داشتم قلبا ناراحت شدم ، بعد شوخی کردم که این چه حرفی است که شما می گویید ، اولا شما حق ندارید بروید چون تا پانزدهم مرخصی دارید ، گفت : نه کار از این حرف ها گذشته است و من باید بروم و رفت و سه روز بعد یعنی پانزدهم که مرخصی تمام شد جنازه اش را آوردند جلوتر شهید شده بود . بعدش رفتم عکاسی دیدم بله عکسها آماده است یکی الان توی خانه اشان است و یکی توی بنیاد و یکی هم همراه جنازه اش بود که آن را هم تحویل خانواده اش دادم .
ثبت دیدگاه