خاطرات نحوه مجروحيت
راوی کلثوم طالبی : غلام یحیی قبل از شهادت یک بار زخمی شده بود و من نمی دانستم که مدتی در بیمارستان بوده بستری است. وقتی به خانه آمد من می دیدم که موقع نشستن راحت نمی تواند بنشیند. گفتم: پسرم چه شده، چرا این طوری می نشینی؟ گفت: چیزی نشده. خیلی اصرار کردم. گفت: پوتین پایم را زده و آبله کرده. گفتم: از آبله این طوری نمی شود. نشستم کنارش و گفتم: آخر بگو چه شده. خیلی که اصرار کردم، گفت: پایم زخمی شده و قسمتی از پایش را که پانسمان کرده بودند، نشان داد و گفت: چیزی نیست و زیاد سخت نگیرید. بعدها فهمیدیم که غیر از پایش جای دیگر از بدنش نیز زخمی شده است. تا روز بعد رفتم در خانه برادرش کنارش نشستم، گفتم: پسر جان اگر زخم زیادی داری به من بگو؛ بعد معلوم شد خیلی از قسمتهای بدنش زخمی شده ولی به من نشان نداده بود و گفتم: که به جبهه دیگر نرو، تا زخمهایت خوب شود اما به من گفت: آنجا منتظر من هستند باید بروم.
ثبت دیدگاه