دقت در حلال و حرام
راوی علی عصمتی : یک روز یک گربه پوست گوسفندى را به خانه ما آورد و شوهرم محمدرضا محمدزاده پوست را از دهان گربه گرفت و به مغازه برد و فروخت و از پول آن استکان خرید و در مسجد گذاشت
راوی علی عصمتی : یک روز یک گربه پوست گوسفندى را به خانه ما آورد و شوهرم محمدرضا محمدزاده پوست را از دهان گربه گرفت و به مغازه برد و فروخت و از پول آن استکان خرید و در مسجد گذاشت
ثبت دیدگاه