شناسه: 210994

عشق به جهاد

به روایت از شهربانو کیوانلو : یک روز صبح وقتی که نماز صبح را خواند دیدم گریه می کند. گفتم: پسر جان چه شده است که گریه میکنی. گفت: دوستانم به جبهه رفته اند و من مانده ام من هم دوست دارم که به جبهه بروم. گفتم: تو هم اگر علاقه داری برو از نظر من اشکالی ندارد. خدا پشت و پناهت باشد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه