شناسه: 211207

خاطرات سياسي

راوی محسن جمشیدی: ما در دبیبرستان ابوذر غفاری درس می خواندیم . گروهای چریکی هاللی فدایی ، پیکار ، رنج بران و به عبارتی 72 گروه این دبیرستان فعالیت داشتند . یک شب پس از صحبت های مختلف که در زمینه فعالیتهای گروههای منحرف شد ، تصمیم گرفتیم جهت متوقف کردن تلاشهای آنان ، شبانه به مدرسه رفته و تجهیزات آنها را منهدم کنیم . لذا به اتفاق شهید از دیوار مدرسه بالا رفتیم و و سایل تبلیغاتی همه گروهها حتی انجمن اسلامی را را بین بردیم . هدف از انهدام وسایل انجمن اسلامی این بود که آنان متهم نگردند . در این میان از تجهیزات توده ایما غافل ماندیم و پوستر ها و تراکت های تبلیغاتی آنها سالم بر جا ماند . روز بعد توده ایما غافل ماندیم و پوستر ها و تراکت های تبلیغاتی آنها سالم بر جای ماند . روز بعد توده ایما متمم به خرابکاری شدند

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه