شناسه: 211223

ايثار و فداکاري

راوی محمد جمالی: من تازه منطقه برگشته بودم و از عملیات بدر خبر نداشتم. من و مجید رمزی باهم قرار گذاشته بودیم که اگر خبری بود به من اطلاع دهید. دو روز بعد از گذشت از منطقه، عملیات بدر شروع شد و این عزیزان وقتی جلو می روند در محاصره قرار می گیرند و پس از مُقاومت بسیار بالایی شهد شیرین شهادت را می نوشند. ایشان تنها ایستاده بود و دفاع می کرد تا بچه ها به عقب برگردند. می گویند آنقدر آر-پی-چی زده بود که از گوشهایش خون می ریخت. یکی از بچه ها می گفت: هر چه صدایش می زدیم نمی شنید. کسی نقل می کند وقتی رسیدم به زمین افتاده بود. پتویی رویش اَنداختم و مجبور به عقب نشینی شدیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه