شناسه: 211227

تلاش و پشتکار

راوی حبیب الله گرایلی: با توجّه به کارم که در ادارة مسکن و شهرسازی شاغل بودم. روزی یکی از مهندسان اداره صحبت می کرد که چند جوان نقّاشی اداره را بر عهده گرفته اند و رفتاری بسیار محبوبانه دارند و خجالت می کشند، لباس کار خود را مثل سایر کارگران تعویض کنند و برای این کار به داخل اتومبیل رفته و تعویض لباس می کنند. در همین اثناء کارگران مورد نظر مهندس، به محوطه رسیدند و من فرزندم مجید را در بین آنها دیدم، وقتی از او پرسیدم، چرا کار می کنی، ما که نیازی به درآمد نداریم؟ جواب می داد : نمی خواهم سنگینی مخارج تحصیلم به شما تحمیل بشود، من قدرت کار دارم و دوست دارم مخارجم را خودم تأمین کنم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه