شناسه: 211669

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی مجتبی کرکچی: یادم هست یکدفعه که پسرم غلامحسین کرکچی مجروح شده بود و چند روزی در خانه بود به ما چیزی در این رابطه نگفته بود و ما در چند روز آخر حضورش از یکی از دوستانش این موضوع را مطلع شدیم وقتی علت را از او پرسیدم ایشان با خنده به من جواب داد قطره‌ی خونی ناقابل بود که در برابر هزاران قطره‌ی خون شهیدان ارزشی نداشت و قابل گفتن نبود و اگر می‌خواستم این موضوع را بگویم که ارزش دیگری نداشت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه