خاطرات شناسه: 211687 2022-3-10 15:16 0 دیدگاه عشق شهادت بزرگترین آرزویش شهادت بود . روزی که از جبهه به مرخصی آمد جعبه ی شیرینی در دست داشت و وارد منزل که شد به من و پدر و مادرش گفت : بیایید شیرینی شهادت من را بخورید این بار به جبهه بروم بر نمی گردم وبه آرزوی خودم خواهم رسید .
ثبت دیدگاه