خاطرات بعداز مجروحیت
به روایت از گوهر چی بو : یکبار سرش مجروح شده بود و به خانه آمد گفتم: سرت مجروح شده است گفت: مادر مگه شما از جدم حضرت علی فراموش کرده ای. قسمت بسیار کوچکی از آن زخم به سر من وارد آمده است و این چیزی نیست که تو بخواهی به خاطر آن غصه دار شوی.
ثبت دیدگاه