عشق به جهاد
به روایت از گوهر چی بو : زمانی که برای اولین بار قصد رفتن به جبهه را داشت . پیش پدرش آمد و از او اجازه خواست که به بجهه برود پدرش گفت : دو تا برادر در جبهه هستند نمی خواهد به جبهه بروید . ولی محسن آقا خیلی اصرار کرد نهایتا پدرش گفت : شما از اول هم عشق زیادی به جبهه داشتید شما هم بروید خداوند حافظ هر سه برادر باشد .
ثبت دیدگاه