عشق شهادت
به روایت از عصمت فقیهی فرد : آخرین مرتبه ای که برادرم از جبهه آمده بود و قبل از اینکه به جبهه برود پسر دائی ام به شهادت رسید و ما خیلی گریه و بی تابی می کردیم و می گفتیم: که این بچه حیف شد که رفت اگر می بود به اسلام خدمت می کرد.برادرم ابوالفضل با خوشحالی گفت: چرا شما بی تابی می کنید. آخر چرا ناراحت هستید، خوشا به سعادت پسر دائی ام.دعا کنید در این راه بروم.
ثبت دیدگاه