شناسه: 212733

لحظه و نحوه شهادت

به روایت از محمد اسماعیل زاده : یکی دو روز که از عملیات گذشته بود رفتیم از جلو چند تا گونی برداشتیم توی خط ایستاده بودیم که ابوالقاسم گفت: محمود بیا اینجا کارت دارم رفتم گفتم: چکار دارید؟ گفت: بشین، نشستم در حالی که هوا گرم بود و از طرف دیگر باران هم می بارید به ما خرما تعارف کرد برداشتیم و رفتیم به طرف دیگر وقتی که برگشتیم دیدیم سنگرشان با خاک یکسان شده است و خبر هم از قاسم نیست سراغش را از دیگر بچه ها گرفتم که گفتند شهید شده است گلوله ای به سنگر که قاسم در آن بوده اصابت کرده و به شهادت رسیده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه