شناسه: 213330

عشق به ائمه اطهار

راوی بی بی نجیبه حسینی: به یادم دارم از طرف مدرسه می خواستند تعدادی از دانش آموزان را به اردوی زیارتی ببرند که یکی از آن ها هادی بود. خیلی خوشحال بود آن ها می خواستند بروند مشهد زیارت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام و هادی از این که داشت به زیارت امام رضا علیه السلام می رفت غرق در شادی و خوشحالی بود به ما گفت: وقتی رفتم حرم از امام رضا علیه السلام می خواهم که شما و پدر را هم بطلبد وقتی این را گفت چشمانم غرق در اشک شادی شد از این که او در همه جا به یاد ما بود خیلی خوشحال شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه