پیش بینی شهادت
به یاد دارم دفعه آخری که فرزندم سید جفعر می خواست به جبهه برود با همه ی اهالی روستا خداحافظی کرد و به همه ی آنها گفت : که من اینبار می روم و دیگر برنمی گردم من به شهادت می رسم و گفته بود که به مادرم چیزی نگویید که ایشان طاقت دوری مرا ندارد. حتی وقتی رفته بود که با عمه اش خداحافظی کند به دختر عمه اش گفته بود که من می روم به جبهه ولی بازگشتی نخواهم داشت ؟ در همین حین عمه اش شنیده و گفته بود خدا نکند عمه جان . این چه حرفی است که شما می گویید ؟ انشاءا… خدمتت را که تمام کردی بعد باید به فکر زندگیت باشی .
ثبت دیدگاه