شناسه: 213651

پیش بینی شهادت

به یاد دارم دفعه آخری که فرزندم سید جفعر می خواست به جبهه برود با همه ی اهالی روستا خداحافظی کرد و به همه ی آنها گفت : که من اینبار می روم و دیگر برنمی گردم من به شهادت می رسم و گفته بود که به مادرم چیزی نگویید که ایشان طاقت دوری مرا ندارد. حتی وقتی رفته بود که با عمه اش خداحافظی کند به دختر عمه اش گفته بود که من می روم به جبهه ولی بازگشتی نخواهم داشت ؟ در همین حین عمه اش شنیده و گفته بود خدا نکند عمه جان . این چه حرفی است که شما می گویید ؟ انشاءا… خدمتت را که تمام کردی بعد باید به فکر زندگیت باشی .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه