پیش بینی شهادت
به یاد دارم یکبار که فرزندم سید جعفر از جبهه به مرخص? آمده بود. یک روز به اتفاق برادرانش نشسته بود. ایشان نوحه م? خواند و برادرانش نیز با و? همخوان? م? کردند. من از این کار آنها ناراحت شدم و گفتم: پسر جان، این چه کار? است که شما م? کنید؟! سید جعفر در جوابم گفت:" مادر جان، صدایم را ضبط م? کنم تا برا? شما یادگار? بماند." من ناراحت شدم و فوراً ضبط را از آنها گرفتم، چون احساس کردم که پسرم سید جعفر خودش را برا? شهادت آماده کرده است. هینطور هم شد. چون ایشان بعد از چند روز که مرخص? اش به پایان رسید. عازم جبهه شد و به شهادت رسید. و هنوز نوار نوحه از ایشان به یادگار مانده است.
ثبت دیدگاه