تولد و کودکی
به روایت از رضا عبدی : به خاطر دارم یک روز که از سرزمین کشاورزی به خانه برگشتم دیدم در روستا زلزله شده است و همسرم که آن موقع فرزندم محمد را باردار بود با پای برهنه و در حال گریه جلوی درب حیاط ایستاده بود. با خود گفتم خدا به خاطر ایشان به آنها رحم کرده بود و از بلای آسمانی نجاتش داده بود.
ثبت دیدگاه