شناسه: 214061

دليلي براي رفتن

به نقل از مادر شهید: برادرش که شهيد شد، مرتضي محصل بود. به حدّي فکرش مشغول شد که لب به غذا نمي‎زد و اکثر اوقات، در اتاق تنها بود.
يک بار به او گفتم: «چرا به درس و مدرسه‎ات بي‎توجه شده‎اي؟»
خيلي صريح و قاطع جواب داد: «اسلحۀ برادرم روي زمين است. مي‎خواهم آن را بردارم. من بايد بروم.»
ابتدا نمي‎توانستم بپذيرم. آخر غير از مجتبي که به شهادت رسيده، برادر ديگرش نيز تصادف کرده بود. اصرار مي‎کرد که چرا ديگران براي خدمت به اسلام و دفاع از کشورمان بروند؛ ولي من نروم و بي‎بهره بمانم.
آن قدر گفت تا بالاخره توانست با بيان اهداف و ديدگاهش رضايتم را جلب کند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه