شناسه: 214324

نوجوانی و جوانی

به روایت از کبری عابدی : احمد هفده، هجده ساله بود که همراه با بچه های مدرسه به اردو رفت که در بازگشت ماشین چپ کرده و پای احمد شکسته بود با همان حال لنگ لنگان به راه می افتد تا قبل از رسیدن خبر حادثه خودش را به خانه برساند که خانواده نگران نشوند وقتی به خانه رسید دیدیم کباب و نان سنگک هم گرفته است. پرسیدم چه اتفاقی افتاده است، در جوابم گفت: چون برای دیدن خواهرم عجله کردم و با سرعت آمدم زمین خوردم ... اما بعداً کم کم اصل ماجرا را تعریف کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه