زندگی مشترک
به روایت از کبری عابدی : سه روز از تولد اولین فرزند احمد گذشته بود . در منزل ایشان بودم . ساعت دوازده، یک بود که درب را زدند. احمد به محض دیدن من گفت : مادر ! شما اینجا هستید. گفتم: بله تبریک می گویم مادر صاحب پسر شدی . وارد اتاق که شد بچه را برداشت بوسید و به هوا انداخت گفتم : این کار را نکن این بچه هنوز سه روزه است بعد خم شد و صورت همسرش را بوسید و فرط خوشحالی مرا نیز در آغوش گرفت و بوسید .
ثبت دیدگاه