عشق به جهاد
به روایت از مرضیه عابدی : یکسال تابستان تصمیم گرفتیم با آقای عابدی به منطقه برویم. آن موقع دو تا بچه داشتیم و حدود بیست روز اواز بودیم در آنجا منزلی گرفته بودیم و چهار خانواده رزمنده باهم بودیم. آقای عابدی هر چهار پنج روز در منطقه بودند و یکبار سر شبی به منزل می آمد لباس تعویض می کرد و باز می رفت. بعضاً در همان فاصله فرصت می شد وسیله شخصی خود را از پادگان می آورد و ما را به داخل شهر برده و مناطق جنگزده سوسنگرد بستان و ... را نشان می داد که هم اتمام حجت و هم درس عبرتی برای ما باشد و می گفت تا وقتی این شهرها ساخته نشود ما باید اینجا باشیم بنابراین شما انتظار نداشته باشید که ما برگردیم و یک زندگی عادی داشته باشیم.
ثبت دیدگاه