شناسه: 214386

حالات معنوی خاص

به روایت از عباس تیموری : در عملیات بدر عباسعلی مقیم وابوالفضل غفورزاده با مشکل مواجه شده و برای درخواست کمک و راهنمایی پیش سید احمدعابدی آمده بودند.آنها اظهار داشتنددر یک قسمت از جزیره آتش دشمن بسیار زیاد است به همین دلیل نیروها پراکنده شده اندو احتمال اینکه ما نتوانیم در آن قسمت مقاومت کنیم وجود دارد.عابدی صورتش را به طرف آسمان برگرداند وچند لحظه ای با خدای خودش زمزمه هایی کرداو دوباره صورتش را برگرداند وبا تبسمی زیبا ولبخندی شیرین و با اطمینان کامل به غفورزاده گفت سلام مرا به نیروها برسانید وبه آنها بگویید اگر بتوانند 10دقیقه بعد از رسیدن شما به آنجا مقاومت کنندمن به شما قول می دهم که دیگردر منطقه عراقیها هیچ کاری نتوانند انجام دهند.غفورزاده می گوید من پیش نیروها رفتم وآنهارا جمع کردم و گفتم عابدی چنین حرفی زده و ما باید به هر نحو ممکن یک ربع 20دقیقه ای اینجا مقاومت کنیم.نیروها در یک منطقه جمع شدند و خط آتشی درست کردند و همچنان مقاومت می کردند.ناگهان مه منطقه را فرا گرفت ونیروهای عراقی نتوانستند در آن مه پیشروی کنندو تک آنها با شکست روبرو شد این پیروزی برای نیروهای ما بسیار خوشحال کننده بودو اگر آن مه کمی دیرتر منطقه را فرا می گرفت،عراقیها متوجه می شدند نیروهای ما قصد نفوز دارند و ما در آن عملیات شکست سختی می خوردیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه