توجه به امر ازدواج
راوی محمد حسن صبوری: پدر حاج محمد به او گوسفندی داده بود حاج محمد پیش من آمد و با من مشورت کرد و گفت:پدرم گوسفندی را به من داده و من می خواهم آن را قربانی کنم.پدرش گفته بود با این کار تمام سال را باید نان خشک بخوری و اگر اینگونه شود،خدا این قربانی را از تو نمی خواهد حاج محمد گفت:پدر جان این را از دلم رد کرده ام و می خواهم قربانی کنم آن گوسفند را قربانی کرد و با دست خودش بین مستضعفان تقسیم نمود.
ثبت دیدگاه