شناسه: 214612

ايثار و فداکاري

راوی صدیقه شیرمحمدی: محمد در اوایل تشکیل زندگی مشغول ساختن خانه ای بود مقداری گچ آورده بودند و او می خواست قسمتهای مختلف خانه را گچ کاری کند همزمان با بنایی خانه محمد مهدیه روستا را می ساختند خبر رسید که گچهای مهدیه تمام شده است محمد گفت:بیائید و گچهای خانه مرا ببرید و مهدیه را گچ کنید به او گفتم:شما هنوز برای خانه گچ نیاز داری خانه خودن واجب تر است یا مهدیه گفت:مادر خانه مرا ول کن مهدیه واجب تر است اولین گچی که به مهدیه رسید گچهای خانه محمد بود او دو عدد نمدی را که در ابتدای زندگی خرید بود روزی که می خواست خانه اش را به کاشمر ببرد آنها را به مهدیه اهدا کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه