خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی عباس زارعی: شبی در خواب موسی الرضا را دیدم که خوشحال و شاد و سرحال است و می گوید من در جای خیلی خوبی هستم و هیچ مشکلی ندارم . ولی تنها نگرانی من فرزندانم رو خانواده ام است . به پیش آنها برو و در امور دنیوی کمک کن . این حرفها را قبل از اینکه به شهادت برسد هم به من گفته بود و می گفت من غیر از زن و فرزندانم هیچ کس دیگری را ندارم و بعد از من هیچ کس نیست به آنها یاری برساند. شما آنها را تنها نگذارید. یک روز وقتی به دیدن خانواده اش رفتم خانم ایشان گفتند که پسرم نمی خواهد درس بخواند و می خواهد ترک تحصیل کند. با خود گفتم به همین خاطر بود که شهید به خواب من آمد و سفارش فرزندان را می نمود و من با تلاش زیاد پسرش را از این کار منصرف کردم .
ثبت دیدگاه