شناسه: 215228

محبت و مهربانی

به یاد دارم زمانیکه پدرش فوت کرده بود یک روز به دیدن من آمد و مقداری پول به من داد و گفت : اینها را برای بچه ها میوه بخر و ازخداوند متعال بخواه که به مکه بروی.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه