خواب و رویای شهید
به روایت از لیلا نادری : شوهرم بعد از آمدن به مرخصی برایم تعریف کرد یک شب در چادر ( سنگر ) خواب دیدم که یکی از اقوام وارد چادرم شدند و با لحن بسیار شیرین و دوستانه اظهار داشتند که رئیس شما به مرخصی نرفته اید؟ صبح تصمیم می گیرد که به مرخصی بیاید بعد از اینکه وارد بجنورد می شود می بیند دوست رزمنده ای که او را رئیس خطاب می کند به شهادت رسیده در صورتی که شوهرم از شهادت این عزیز خبر نداشت و این شهید نیز برادرم میرزای نادری بود . این دو عزیز در یک جبهه ولی در منطقه با دشمن می جنگیدند.
ثبت دیدگاه