خاطره شماره 4 - شهید سیدابوالفضل شاکری
راوی علی اصغر حقیقی ثانی : پاتک دشمن شدید می شد . ساعت سه بعد از ظهر یکی از برادران عزیز بنام سید ابو الفضل شاکری که از شیروان و بعنوان معاون دوم گردان بود آرپی جی داشت و زیر خاکریزی که در زیر چهار راه بود کمین گرفت . تانکهای دشمن حدود ده تانک بودند که بصورت پنج تانک جلو و پنج تانک برای پشتیبانی تانکهای جلو از عقب می آمدند . در این حال از پنج تانک جلویی یکی از تانکها جلوتر از بقیه تانکها افتاد و چهار تانک بعدی در پشت سر این تانک می آمدند . همینکه این تانک به روی خاکریز رسید سر لوله خود را به طرف نیروهای ما گرفت و از آنطرف برادر سید ابوالفضل شاکری گلوله آرپی جی را به طرف این تانک نشانه گرفت خارج شدن گلوله توپ دشمن از لوله با شلیک کردن آر پی جی این برادر همزمان بود . دو گلوله از دو لوله همزمان شلیک شده بودند گلوله توپ دشمن سر ابوالفضل شاکری را با خود برد و گلوله آر پی جی شهید تانک دشمن را در سر همان خاکریز به آتش کشید و بقیه تانکهای دشمن با آتش کشیدن این تانک فرار کردند و صدای تکبیر رزمندگان ما بلند شد و برای فرار کردن تانکهای دشمن برادران خوشحال شدند و به یکدیگر تبریک می گفتند : تا اینکه دشمن از آن منطقه عقب نشینی کرد . بعد جنازه شهید را که پشت خاکریز نقش بر زمین بود جمع کرده و برداشتند و دست و بازویش را بوسیدند و بعد او را روی دست گرفتند و با قایق به معراج شهدا بردند.
ثبت دیدگاه