خاطره شماره 8 - شهید سیدابوالفضل شاکری
علي نور ور زاده: نزديکي هاي انقلاب بود. بعد از درگيري با عمال شاه ، شب در مسجد جامع شهر ، با حضور عده ي زيادي از مبارزين تحصن کرديم. تا صبح را آنجا به سر برديم. در اين مدت بعضي ها مسجد را ترک کردند و رفتند و عده اي نيز ماندند ، مزدوران رژيم ، قصد حمله به مسجد را داشتند.
با ابتکار سيد ابوالفضل و برخي از دوستانش ، به نرده هاي مسجد ، برق وصل کردند تا آنها نتوانند وارد صحن مسجد شوند. مدتي بعد از متفرق شدن مامورين ، ما نيز بيرون آمديم.
ثبت دیدگاه