خاطره شماره 21 - شهید سیدابوالفضل شاکری
علي اکبر علي پور: سيد ابوالفضل مشغول بنايي بود. مرتب به هم سر مي زديم. سخت مشغول کار بود و آرزو داشت ، کار ساخت خانه اش زود تر تمام شود. يک بار به شوخي به او گفتم: سيد! خانه ي جديدت را درست مي کني ولي خودت از آن استفاده نخواهي کرد.
از اين شوخي من خيلي خوشحال و مسرور شد ، چون بالا ترين آرزويش شهادت بود و در نهايت نيز چنين شد.
ثبت دیدگاه