شناسه: 216056

خاطره شماره 24 - شهید سیدابوالفضل شاکری

محمد رضا گلي: چند وقتي سيد ابوالفضل را کمتر مي ديدم. يک روز صبح که به سپاه رفتم ، اورا ديدم. پرسيدم: ابوالفضل از خانه مي آيي؟ گفت: نه يک هفته اي است که خانه ام را نديده ام. گفتم چرا؟
گفت: آن قدر درگير کار سپاه هستم که فرصت نمي کنم به خانه سر بزنم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه