شناسه: 216216

شجاعت و شهامت

راوی رمضانعلی سیاح کاهو: زمانی که نیروهای ما از یک خاکریز عقب نشینی می کنند ایشان به همراه شهید سراج الدین آذری به جلو می روند. در این هنگام شهید آذری می گوید: فقط نگذار که من به وسط آنها بیفتم. که شهید سیاح می گوید: خودم می روم. سپس خاکریز اولی که عراقی ها در پشت آن مستقر بودند می رود و تانک را سوار شده و به صورت زیگزالی حرکت می کند و هر چه دوشیکا می زنند، از آنجایی که خدا کمک می کند هیچ اتفاقی نمی افتد. هنگامی که سراج الدین آذری صحبت می کرد می گفت: هر زمان آن صحنه یادم می آید باور کن موهای بدنم سیخ سیخ می شود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه