شناسه: 216809

عشق به جهاد

راوی سید جواد غفاریان: یک روز محمد سبزیکار گفت: یکی از دایی هایم مغازه مرغ سوخاری در همین اول خیابان دانشگاه دارد و به من می گوید دایی جان این مغازه را به تو می دهم به شرطی که قول بدهی در مشهد بمانی و به جبهه نروی. اما من خدمت دایی ام عرض کردم و گفتم: دایی جان من نمی توانم در اینجا بایستم. من را هم جز این راه است شما اگر این مغازه که هیچ اگر تمام دنیا را به من بدهید من باید بروم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه