شناسه: 216972

گذشت و اغماض

راوی علی ساجدی: یک روز در خانه شهید رضوی در تهران بودیم و پدرم همراه شهید رضوی می خواستند به میدان انقلاب برای شرکت در جلسه ای بروند و هر چه سعی کردم ، مرا با خودشان ببرند موفق نشدم سپس جلوی ماشین دراز کشیدم ، ولی آنها با ماشین دیگری رفتند و من با وجود این که شش سال داشتم خودم را به میدان انقلاب و سپس به جلسه رساندم . وقتی برگشتیم خانواده که نگران من شده بودند از پدرم خواستند که مرا تنبیه کند ، اما ایشان هدیه ای برایم خرید و مرا به خاطر این که توانسته بودم، چنین کاری بکنم تشویق کرد وگفت،انقلاب به چنین افرادی نیاز دارد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه