توجه به خانواده
راوی علی ساجدی: یک روز در خانه شهید رضوى در تهران بودیم و پدرم همراه شهید رضوى مىخواستند به میدان انقلاب براى شرکت در جلسهاى بروند و هر چه سعى کردم مرا با خودشان ببرند، موفق نشدم. سپس جلوى ماشین دراز کشیدم ولى آنها با ماشین دیگرى رفتند و من با وجود اینکه شش سال داشتم خودم را به میدان انقلاب و سپس به جلسه رساندم و وقتى برگشتیم خانواده که نگران شده بودند از پدرم خواستند که مرا تنبیه کند، اما ایشان هدیهاى برایم خرید و مرا به خاطر اینکار که توانسته بودم انجام دهم تشویق کرد و گفت: انقلاب به چنین افرادى نیاز دارد.
ثبت دیدگاه