فکری سبز
به نقل از مادر شهید: روزی بر سر قبر قاسم نشسته بودم که یکی از آشنایان برای خواندن فاتحه پیش من نشست. با هم شروع به صحبت کردیم. از قاسم تعریف میکرد.
میگفت: «روزی در مسجد بودم و قاسم را دیدم که پست سر هم نماز میخواند. کنارش رفته و پرسیدم: «آقای زمانی چرا اینقدر نماز میخوانی؟»
گفت: «برای مادرم میخوانم.»
با تعجب گفتم: «مادرت که هنوز زنده است و خودش هم اهل نماز و مسجد است؟»
در جوابم گفت: «برای آن لحظههایی نماز میخوانم که مادرم به خاطر من نتوانسته نمازش را بخواند. میخواهم به این وسیله مرا حلال کند.»
ثبت دیدگاه