آخرین وداع با خانواده 3
به روایت از هما رضایی : آخرین خاطره من از نادر مربوط به زمانی بود که به جبهه رفت سفر آخرش بود. گفتم نادر نروید مادر به شما احتیاج دارد بهتر است بمانید ایشان رو به مادرم کردند و گفتند: آیا شما به من احتیاج دارید؟ یعنی شما نمی خواهید من بروم؟ بعد مادرم گفتند که نه بگذارید برود. با مادرم روبوسی کردند و رفتند انگار مادرم هم می دانست که نادر دیگر باز نمی گردد.
ثبت دیدگاه