حسن برخورد
به روایت از هما رضایی : شهید نادر رضایی مسئول بخش تحقیقات واحد اطلاعات بود و ما تحت نظر ایشان مشغول بودیم با توجه به حساسیت شغلی ما یکسری آموزشهای خاصی در همین رابطه دیده بودیم که مثلاً چطور نعقیب نشویم، چگونه تعقیب کنیم خلاصه نباید هویتمان توی جامعه مطرح می شد که ما بچه های سپاه هستیم. من موتوری داشتم که در هنگام تحقیقات از آن استفاده می کردم. توصیه شده بود هنگامی که به مقر باز می گردیم مواظب باشیم کسی ما را تعقیب نکند چون این گونه حرکات از سوی منافقین به شدت در آن مقطع زیاد بود، یک روز بعد از کارهایم به محل کار برگشتم بعد از پنج دقیقه آقای رضایی وارد اتاق شد احوالپرسی کرد و با من روبوسی کرد دستم را گرفت و به کناری برد. گفت: مگر به شما توصیه نکرده بودم که مواظب باشید تا تعقیب نشوید؟ گفتم: چرا؟ گفت: من یک ساعت و نیم است که دارم شما را تعقیب می کنم و سپس به من گفت: که کجاها رفته ام. این حرکت او از صد کلاس آموزشی برای من بهتر بود و بعد به عنوان یک مدیر این کار را خیلی با احترام انجام داد و آبروی من را پیش همکارانم نبرد با وجود اینکه خیلی سال از آن جریان می گذرد ولی آن توصیه ایشان هنوز در گوشم است.
ثبت دیدگاه