نفوذ و تاثیر کلاته
به روایت از عزیزالله رستگار کلاته : یادم هست یک دفعه که برادرم عبدالعلی رستگار مجروح شده بود و دوران نقاهت را در خانه به سر می برد اقواممان برای عیادت او به خانه ی ما می آمدند و ایشان از اوضاع و احوال جبهه و جنگ برای ایشان تعریف می کرد . ایشان به قدری شیرین و جذاب صحبت می کرد که همه محو سخنان ایشان شده بودند و حتی چند نفر از آنها بعدها به جبهه رفتند.
ثبت دیدگاه