شناسه: 218438

ایثار و فداکاری 1

گردانهای زیادی در حد یک تیپ در طرح لبیک شرکت کرده بودند آقای رثایی جلوی ستون پیش قدم و به قول معروف عملدار بود و همه پشت سر ایشان بودند منطقه بسیار گرم بود . کثرت نیرو مشکلاتی را در سازماندهی از نظر مکان و آدوقه به وجود آورده بود. ساعت پنج بعد از ظهر بود که متوجه شدیم آقای رثایی خودش هنوز غذا نخورده است این مسئله را هم خودش بازگو نکرد . در بین صحبتهایش دیدیم که لبهایش خشک است از او پرسیدم غذا خوردی گفت : نه حالادیر نمی شود . هنوز بچه های مردم (نیروها) توی بیابون ، زیر آفتاب بلاتکلیف هستند . تا زمانیکه آنها جا و مکانشان مشخص نشود و همگی غذا نخورند من هم لب به غذا و آب نمی زنم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه