شناسه: 218460

دستگیری از ضعیفان 3

یک رو زکه برادر رثایی دید ما به کسی کمک مالی کردیم وقتی به محل آموزش آمدیم ایشان در این مورد با ما صحبت کرد و گفت : بیا ئید چند نفری پول جمع کنیم و کاغذ هایی مانند کوپن درست کنیم و با چند نانوا و قصاب صحبت کنیم و به نانوائی ها بگوئیم که هر کس از اول ماه مبارک رمضان تا آخر ماه از این کاغذها برای شما آورد یک نان به او بدهید و به قصابها هم بگوئیم که شما در ازاء دریافت این کاغذها نیم کیلو گوشت به آورنده کاغذ بدهید . آن زمان حقوق ما 2200 تومان بود که 3000 و خورده ای پول جمع کردیم و کوپن هایی هم درست کردیم و چند نفری هر کدام به محله ای رفتیم وایشان پیشنهاد کرد که بیشتر به خانواده های مستضعفی که در ساختمان ( شهرک شهید رجایی ) و آبکوه زندگی می کننداین کوپنها را توزیع نمائیم چون خیلی فقیر هستند . خلاصه ما آن سال حدود 250 -200 خانواده را تحت پوشش قرار دادیم . برادر رثایی به ما یاد داد که چکار کنیم یعنی طرح و نقشه اش را داد . 17 -18 سال از آن زمان می گذرد ولی هنوز آن طرح به شکلهای دیگری ادامه دارد و هنوز هم خانواده ها کوپن می برند و نان و گوشت و حبوبات و . . . از مغازه دارها می گیرند برادر رثایی با پول نقد دادن به فقیر مخالف بود . می گفت : اگر می خواهید کمک کنید مثلاً بچ هاش را ببرید مغازه لباس فروشی و یک دست لباس تنش کنید و بگوئید حالا برو خانه . اینکه می روید 100 تومان به دستش می دهید آبرویش را می برید . ما دیدیم که کوپن درست کردن اثر بهتری دارد و از این کار لذت می بردیم چون دیگر آن طرف از ما خجالت نمی کشید و نمی دانست که چه کسی این کوپن ها را تهیه کرده است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه