شناسه: 218553

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 3

به روایت از بی بی آغاسرباز : یک شب خواب دیدم که قبرستان روستا بسیار شلوغ است. وقتی نزدیک شدم. سئوال کردم. چه خبر است؟ گفتند: مگر اطلاع نداری. گفتم: نه گفتند: یک حوض بلوری در قبرستان ساخته اند و پسرت محمود،مردم را سیراب می کند. من هم به جلو جمعیّت رفتم و محمود را بوسیدم و او به من هم از آن آب داد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه