شناسه: 218891

خاطرات سیاسی

به روایت از ربابه دلیری : خاطره خوبی که از علی اکبر دارم از زمان قبل از انقلاب است که مردم به تظاهرات می رفتند علی اکبر همراه چند تن از دوستانش پنهانی به جمع مردم می پیوستند در یکی از روزها نیروها به مردم حمله کرده بودند هراسان به خانه آمد و دهانش خونی بود پرسیدم چی شده ؟ گفت : یکی از نیروهای شاه سیلی محکمی به من زد و من به خاطر اینکه به یک بچه 10-12ساله رحم نکرده بودند خیلی ناراحت بودم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه