شناسه: 218901

خاطرات سیاسی

به روایت از سید حسین دلبری : حاجی آقای مادر زمان رژیم گذشته مدتی از عمرش را کدخدا بود و آنهایی که کدخدا بودند می‌بایست عکس شاه به صورت آرم بر سر در حیاط کدخدا نصب می‌شد یا در میان راهروی منزل دقیقاً یادم است آن زمان سیداسماعیل در تهران بود وقتی به روستا آمد با حاج آقا و ما احوالپرسی کرد و اولین کاری که کرد عکس شاه را از راهرو کند ـ در صورتی که آن موقع این کار خیلی جرأت می‌خواست ـ حاجی آقا پرسید به عکس‌ چکار داری؟ گفت این عکس دیگر فاتحه‌اش خوانده است گفت: الآن مردم این رژیم را نمی‌خواهند و شما در ده هستید و سروگوشتان بسته است آن موقع حاجی آقا گفت: شاه توپ و تانک دارد برادرم در جواب حاجی آقا گفت: تانکها تو خالی است و در برابر سیل مردم هیچ کاری نمی‌توانند انجام دهند خاطرم است همزمان با همان مسأله‌‌ی کندن عکس شاه دوستانی داشت که شبانه رفتند و هر جا عکسی از شاه بود بخصوص در مدرسه همه را آتش زدند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه